رفته بودم گواهینامه را تمدید کنم باید میرفتیم دکتر برای معاینات بینایی و...

وقتی وارد شدم بمحضی که وارد شدم نفر قبلی از اتاق دکتر اومد بیرون ؛  منشی من را فرستاد داخل، چون بیرون نور توچشمم خورده بود اومدم تو اتاق  یخورده غلط جواب دادم، دکتر گفت: عینک همراهت نیوردی؟ 

( منظورش این بود اگه عینک داری بزن با عینک جواب بده)

گفتم: آقای دکتر من عینکی نیستما چشمام ضعیف نیست.

همین چندماه پیش هم رفتم درمانگاه چشمام مشکل نداشت که...

دکتر با لبخند و بشوخی گفت:

 خانم پیری خبر نمیکنه...صبح از خواب پامیشی یهو می‌بینی پیری😅

خنده م گرفت... خودش هم خنده ش گرفته بود .😂

گفت: برو طبقه پایین اونجا عینک فروشی و  مسئول بود برای نمره  چشم و اینا...

گفتم آقای دکتر اگه امکانش هست اجازه بدین چند لحظه صبر کنم چشمام به نور عادت کنه بعدا...

دکتر خوش اخلاقی بود خدا خیرش بده قبول کرد بعدگفت: رانندگی نورمیخوره تو چشمت میخواهی چیکار کنی؟!

القصه؛ درست جواب دادم با ارفاق من را قبول کرد ولی گفت: بعدا سر فرصت چشم پزشکی برو...گفتم: حتما...

البته قبلا رفته بودم دکتر، آخه چشام تو نور آفتاب اذیت میشه عینک آفتابی تجویز کرد‌ه بود.

پ.ن: 

هیچی دیگه...خلاصه خواستم بگم که:

پیری از آنچه که در آینه میبینید به شما نزدیکتر است...😅