نیازمندیها...
12 خرداد · · خواندن 2 دقیقه به یک عدد سمیرا در دنیای واقعی و یک عدد آمیرزا در دنیای مجازی نیازمندم...
********************
برشی از دنیای واقعی با سمیرا:
مجرد بودم با دختر یکی از فامیلهای دورمون خونه شون تقریبا حوالی خونه مون بود؛ با هم خیلی صمیمی بودیم؛ اسمش سمیرا بود. سمیرا دختر خوب، خوش اخلاق و مهربونی بود.
یه روز عصر اومد خونه ی ما ، آخرای اسفند بود و خونه تکونی...
منم اتاقمون را ریخته بودم و داشتم مرتب میکردم و گفت: ساغر بیا بریم بیرون خرید، گفتم: دلم میخواد بیام که ولی الان اتاق با این وضع را که نمیتونم ول کنم بیام، مانتو و شالش را در آورد گفت من کمک میکنم زود اتاق مرتب و تمیز بشه، با همدیگه کمد لباسها را جابجا کردیم و وسایلو مرتب کردیم جارو و دستمال کشی، خیلی زود تموم شد بعد با هم رفتیم خرید از از اون طرف هم رفتیم بستنی فروشی ، یبار دیگه هم تو حیاط داشتم پتو میشستم خواستم آبکشی کنم که سمانه از راه رسید شیلنگ آب را گرفت از دستم و گفت تو برو آماده شو من پتو را آبکشی میکنم.
بارها از این محبتها و مهربونیها داشته واسه م، ضمن اینکه خیلی پایه بود برای بیرون رفتن و کلاس...
یوقتها به آبجیم میگم کاش مشهد هم یه دوستی مثل سمیرا داشتم.
*********************
برشی از دنیای مجازی با آمیرزا:
قبل از قطعی اینترنت...که تو بلاگفا مینوشتم آمیرزا از بچه های فعال بلاگفا بود با روحیه ی شاد و کامنتهای با نمکش...بچه ها و دوستان شخصیت آمیرزا را میشناسند. یه آدم خوب، سنگین، باجنبه ، شاد، باهوش و اینکه فقط دوست داره سر بسر بچه های بلاگفا بذاره با ادبیات خاص خودش...فعلا که یکی از بچه های بلاگفا از دستش کفریه شدید😁 چون حریف زبون آمیرزا نشده...البته اون طرف هم تو جواب دهی کم نمیاره ها...
( توپرانتز بگم من کامنت گذار خوبی نیستم واقعا، و اینجا از همه ی شما عزیزانی که زحمت میکشین و کامنت میذارین واسه م عذرخواهی میکنم. تو بلاگفا هم...اونجا هم واقعا هم فرصت نمیکردم وبلاگ امیرزا را بخونم و هم اینکه کامنت بذارم و از آنجایی که دیدم داره خیلی زشت میشه کامنتهاش بیجواب بمونه برای اینکه تشکر کنم از این خواننده ی خوب، در پست معرفی وبلاگهایی که داشتم وبلاگ آمیرزا و یکی دیگر از دوستان فعال کامنت گذارم را معرفی کردم)
راستی آمیرزا به من میگه مش ساغر😅
القصه؛ دوستان بلاگفایی انگار زحمت کشیدند و آمیرزا را دعوت کردند به بلاگیکس که اینجا وبلاگ بنویسه ولی ایشون ناز نموده😀 و رد کرده دعوتشون.
خلاصه که آمیرزا:
اگه بیایین و اینجا وبلاگ بنویسین خوشحال میشیم جاتون خالیه.
از طرف مش ساغر