روزی که از قطار زندگی جا ماندم...
19 خرداد · · من با خدا معامله کردم...
امروز که داشتم پیاز خورد میکردم که پیاز داغ درست کنم یه آهنگ غمگین هم داشت پخش میشد همینجوری اشکای آدم با پیاز سرازیر میشه آهنگ غمگین مزید بر علت شد و تبدیل شد به گریه...منو برد به اونروزها...لطف خدا شامل حالم شد خدا روشکر...
خیلی دارم با خودم کلنجار میرم این قسمت از زندگیمو اینجا بنویسم یا نه؟! هنوز به نتیجه نرسیدم.
کاش یجا بود که بصورت کاملا ناشناس مینوشتم و راحت و بدون سانسور بدون قضاوت...