ما خانما گاهی نیاز داریم به اینکه...
21 خرداد · · خواندن 2 دقیقه یکی با لحن محسن چاوشی بهمون بگه:
عجب حلوای قندی تو...🙃😍
پ.ن:
دیروز تو خط واحد نشسته بودم یه خانومی کنارم بود اخلاقش تند بود و پشت تلفن با صدای بلند داشت صحبت میکرد نه که دعوا کنه ها نه تُن صداش بلند بود و نمیدونم دلش از دست کی پر بود؟ که البته شک اول میره به همسرش. بعد تلفن تموم شد قیافه ش داد میزد ناراحته و با مردم هم زیاد خوب برخورد نمیکرد...قیافه ش من را یاد یه خانومی افتاد چند سال پیش...
**********************
چند سال پیش:
روز مادر و زن بود من و سمیرا دوستم سوار خط واحد شدیم رفته بودیم خرید داشتیم برمیگشتیم خیابان و بازار شلوغ و خط هم خیلی شلوغ بود به زحمت یجا را باز کردیم وایسادیم همون وسط اتوبوس و میله را گرفتیم، ایستگاه بعد یه خانوم جوان هیکلی وارد شداومد کنار ما وایساد همونجوریش جا کم بود...یه دفعه دیدم سمیرا آروم در گوشم بهم میگه: ساغر این خانمه پاش گذاشته رو پام،میشه بهش بگی پاشو برداره؟! پام درد گرفت منم ناراحت شدم به خانمه گفتم: حواستون نبوده پاتون را گذاشتین روپای دوستم.
بدون هیچ عذرخواهی پاشو برداشت سمیرا آروم گفت:
راحت شدم.
همونجوری این سوال تو ذهنم بود چرا سمیرا خودش به خانمه نگفت و نجابت خرج داد؟! پیاده شدیم به محضی که پیاده شدیم گفتم: سمیرا تو پات درد گرفته نمیگی پاتو بردار؟!
گفت:
ساغر! قیافه شو ندیدی چقد صورتش برافروخته بود و موهاش پریشون ( راست میگفت موهای رنگ کرده ش هم ناجور تو صورتش ریخته بود) بعد ادامه داد: انگار شوهرش روز زن بهش کادو نداده این هم عصبانی و پرخاشگر شده. از استدلالش خنده م گرفته بود.😅
پ.ن:
۱_ آقایون عزیز و گرامی! کادو و گل و شیرینی نمیخرین هیچی، لااقل گاهی یادآوری کنین به خانمانون که:
عجب حلوای قندی تو🙃
۲_ ما گناه داریم بخدا، تو جامعه باهامون اینجور برخورد شه؛ پای سمیرا له بشه...تاوان شما را ما نباید بدیم که.😅
۳_ خدا صبرتون بده و همچنین خیرتون بده.