صبح جمعه ای...
22 خرداد · · دوستم زنگ زد، دوبار رد دادم خواب بودم، باز زنگ زد مجبور شدم جواب دادم (میدونستم کار خاصی نداره فقط حال و احوال و روزمرگی و ... )
پرسید خواب بودی؟!
تازه باهام تو کلاس ورزش آشنا شده روزی چند بار زنگ میزنه، مجرده و از هفت دولت آزاد و بدون دغدغه...
بابا بذار بخوابم خب...
پ.ن:
دختر خوب و با محبتیه، ولی واقعیتش اینه فاز فکری من و او شبیه هم نیست، حرف خاصی ندارم بزنم... بارها بهم گفته من شما را خیلی دوست دارم و بهتون ارادت دارم. من چی جواب بدم خب؟!