کیکِ گیلاسی...
23 خرداد · · خواندن 1 دقیقه یه مدت پیش دختترم گیلاس خورده بود انگار زیاد خورده بود و خوب نجویده بود و سردل کرده بود و مدت کوتاهی بعد از اون گلاب به روتون بالا آورد، دیکه با درمان خونگی و نعناع و نبات دآغ اینها خوب شد چون گفتند؛ گیلاس سرده و سنگینه بچه اینجوری شده، دیگه بعد از اون قضیه گیلاس نخورد مثلا چند رو بعدش رفتیم خونه ی پدرشوهرم گیلاس اوردند نخورد و گفت میترسم حالت تهوع کنم🙃
( یعنی میخواست بگه میترسم حالم بهم بخوره)
تا اینکه...
پریشیبها که روز مباهله بود تو محله ی ما جشن گرفتند و مسابقه ی کیک پزی داشتند، دیگه خانومها هرکی بنا به هنر و سلیقه ی خودش کیک درست کرده بود و آخر سر بین مردم و بچه ها پخش میکردن .کیکهایی که برش زدند و بین مردم و بچه ها پخش کردند متفاوت بود، از قضا برش ِ کیکی که به دخترم رسید تزئین گیلاس داشت.
دخترم اون را خورده بعد اومدیم خونه میگه:
مامان رو کیکم یه دونه گیلاس داشت اونو خوردم حالت تهوع نمیکنم؟!
گفتم: نه مامان! یکی گیلاس که چیزی نمیشه .
باز میپرسه: مامان! اگه دو تا بود چی؟
باز جواب میدم: نه
باز میپرسه: اگه سه تا بود چی؟
یکی لطفا بیاد جوابشو بده و گرنه کل گیلاسهای جهان را میشمره ها😅
پ.ن:
با خوندن این پست تهوع نکنید صلوات😅