ابر و ماه و خورشید و فلک درکارند...
7 تیر · · خواندن 1 دقیقه چقد بعضی روزها یجوریه انگار:
گرم،
کلافه کننده و
بی حوصله...
از قدیم گفتند: << سالی که نکوست از بهارش پیداست
و
بچه ای که.......از قنداقش پیداست.😅>>
اضافه میکنم و
روزی که نکوست از صبح که از خواب بیدار میشی پیداست. به این صورت که:
از خواب بیدار بشی ببینی نون نداری برا صبحانه...هوا هم گرم...حالا کی حوصله داره بره تو این گرما نون بگیره...صف نانوایی سنگگ نزدیک خونه مون هم همیشه شلوغ حتی صف یه دونه ای...
پست بنویسی نت قطع بشه بپره...
اصلا حوصله م هم نیس همون متن را دوباره بنویسیش...
خلاصه که:
ابر و ماه و خورشید و فلک در کارند
تا تو تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری 😅
پ.ن:
_ چقد بعضی روزها یجوریه انگار؛
و امروز برای من خیلی یجوریه...
_ خداجونم! یه وقت حرفامو نذاری به حساب ناشکری ها، اینجا غر زدم که خالی بشم.