برقِ من...
6 مرداد 13:07 · · خواندن 1 دقیقه یکی از دوستان صمیمی تماس گرفته، ازش پرسیدم سرِ کاری، میگه: آره...
میگم: من فک کردم امروز تعطیلی شماست یکار داشتم شرکتتون.
میخنده میگه: بس که خری!( من بهت نگفتم تعطیلیهامون؟!)
منم میخندم میگم: تو بیشتر...😁
میخنده میگه: آخه من که گفته بودم جدیدا بخاطر گرما و...چه روزهایی سرکار میرم و چه روزهایی تعطیلم.
میگم: آخه شما هم شدین مث برنامه برق من و خاموشی، یه روز میگی ساعت هفت صبحه یک تعطیل میشین یبار دو یبار سه یبار یه روز درهفته تعطیلی یبار دوروز...بعد برنامه ها تون هی هم میخوره. ما اینها حالیمون نمیشه😁درست مث بچه ی آدم سرکار برین خب.🤭
میخنده ...
پ.ن:
۱_ امروز برق ما نرفته مگه اطلاع رسانی برق من نکردند که چه روزهایی برق میره و ساعت خاموشیه؟!
این هفته که یه روز یکساعت برق رفت یه روز دوساعت و نیم و یک روز نرفت یه روز هم دوبار...گیج کردند ما را...
۲_این دوستمو خیلی دوسش دارم. یجوری با نمک هم میگه حرفاش آدم خنده ش میگیره. تنها دوستی که اجاره به خودش میده با من اینجور حرف بزنه این دختر با نمک و البته شوخ و خوش اخلاق و مهربونه.