وخه بیا مرد حسابی...
19 ساعت پیش · · خواندن 1 دقیقه یه وبلاگنویس داریم به اسم انار بانو ؛ دختر مشهدیِ بیشیبهپیله، مهربون… از اونایی که ساده مینویسه ولی بانمک...
الانم زائر کربلاست و تو کانالش سفرشو جز به جز شرح میده ؛ با یه عکس، یه جمله کوتاه...
تازه اتوبوس از مشهد بیرون زده بود، یه عکس گذاشته بود ازمنظره ی بیرون اتوبو س که اتوبوس وایساده، انگار کمکراننده رفته بودپایین...
انار بانو هم حوصله ش سر رفته بود اون عکس را گرفته بود و زیر عکس نوشته بود:
«سر راه واستاده دنبال مسافره…
وخه * بیا مرد حسابی!»
**********************
حالا اینا رو گفتم که برسم به درد دل خودم؛
یه تعمیرکار قرار بود بیاد خونهمون هنوز نیومده!
زنگ زد گفت: کاری پیش اومده ببخشید اولین فرصت فردا میام.
انار بانو، اگه هنوز از مرز خارج نشدی و اینجا رو
می خونی...ببین قاطی مسافرها و زوارها تعمیرکار ما نیست؟! نشونه اش هم جعبه ابزارشه که همراهش هست ببین قاطی کوله ها جعبه ابزاری چیزی نیست؟!😅
شاید همون مسافری است که سر راه سوار کردین باشه.
اگه هست بهش بگو:
« ساغر گفت: کلی کار داریم، منتظرتیم…
وخه بیا مرد حسابی 😅
پ.ن:
_ *وخه یه اصطلاح مشهدی است.
_ انار بانو وخه بیا اینجا را بخون، التماس دعای فراوون دارم.
_ راستی ممد و محمود دوتا داداش همسفریهاتون کجا پیاده شدند؟!🤭 نفهمیدی چی چی میخواستن معامله کنن؟!😁