ازش پرسیدم: تو مدرسه چطور بودی؟
گفت: خوب بودم، معدلم معمولاً ۱۳-۱۴ بود.
گفتم: به نظرت معدل پایینی نبود؟
گفت: با داشتن مادر اسکیزوفرنیک، پدر فوت شده و بیماری‌ای که زمان دبیرستان گرفتم... به نظرم معدلم خوب بود.
راست می‌گفت؛ «خوب بودن» گاهی پشتِ رنج تعریف میشه، پشت چیزهایی که دیده نمیشن.

عملکرد هر آدمی رو فقط با «خروجی» نمی‌سنجن؛ با زمینه‌ی زندگی‌ هم باید دیدش. کسی که تو آرامش بزرگ شده و معدل ۱۹ گرفته، شرایطش اصلاً با کسی که تو آشوب زندگی کرده و معدل ۱۴ گرفته قابل مقایسه نیست.
تاب‌آوری، یعنی توانِ زنده ماندن و ادامه دادن، خودش یک نوع استعدادِ دیده نشده است.
آدم‌ها همیشه بیشتر از نمره‌هاشون، لباس‌هاشون یا ظاهرِ موفقیت‌هاشون داستان دارند؛ داستان‌هایی که اگر بشنویم، قضاوت‌هامون آرام‌تر و انسانی‌تر میشه.