سلام به همه ی همراهان عزیزم...

سلام به همه ی همراهان عزیزم...

اول از همه اینکه اینروزها کمی از دنیای مجازی فاصله گرفتم. دلیلش هم اینه که راستش، سرم خیلی شلوغه و می‌خوام این چند روز را در دنیای واقعی باشم؛ با آدم‌های واقعی، در گشت‌وگذارهای واقعی و در میانِ گفتگوهایی که بوی زندگی می‌دهند. نه اینکه بخوام از حالِ شما و دوستان مجازی‌ام بی‌خبر باشم، اما گاهی لازمه برای بازسازی خودمون، کمی از صفحه ی نمایشگر گوشیهامون فاصله بگیریم.

خیلی گذرا و اجمالی بلاگیکس رو خوندم متوجه شدم که اتفاقات و بحثهای زیادی توی بلاگیکس جریان داشته..!

( آقا ما یکم نبودیما اینجا چه خبر شده؟! )

راستی، امیدوارم هر اتفاقی که افتاده، به خیر گذشته باشه و آرامش جای خود را پیدا کرده باشد.

مدتی بود که دوست داشتم از «بلاگیکس» برم. راستش را بخواهین، گاهی جوّ فضای مجازی برایم سنگین میشه. اما در میانه‌ی این دلهره، دوستان خوبِ اینجا بودن که دلیل موندن من شدند. با اینکه در «بلاگفا» هم فعالیت می‌کنم، اما اونجا امکاناتش کمه و گاهی هم فیلتر میشه؛ در نهایت، ما که با نوشتن حالمان خوب می‌شود، تصمیم گرفتیم اینجا بمانیم و ادامه بدهیم.

دوستان ! تصور می‌کنید تفاوت اینجا با بلاگفا در چیست؟ یکی از دوستان تشبیهی زد که خاطرم موند. او گفت: «بلاگفا مثل یک ویلای بزرگ در نقطه‌ای از بالا‌شهر است؛ تو در خانه خودت نشسته‌ای و منتظر مهمانی یا گذریِ آدم‌ها هستی. محیط آنقدر بزرگ است که گاهی نوشته‌های تو به چشم کسی نمی‌آید و تعامل کم می‌شود.»

اما بلاگیکس... بلاگیکس مثل اون خانه‌های قدیمی و اصیل است؛ همان خونه هایی  که وسطشان یک حوضِ بزرگ داره  و اتاق‌ها دور تا دورِ آن حوض چیده شده‌اند. همه در اتاق‌های خود زندگی می‌کنند، اما صدای خنده‌ها و رفت‌وآمدها از میان حوض می‌پیچه و به گوش همه می‌رسه. همین نزدیکی و «زیر نظر بودنِ» ناخواسته، باعث شده ما اینجا صمیمی‌تر شویم و حرف‌ها و احساساتمان بیشتر از آنچه فکر می‌کنیم، بیرون بریزد و در این بین ناگریز اختلافات و درگیری‌هایی نیز بوجود میاد.

اما دوستان، یه سوال مهم: چرا خودمان را درگیر آنچه دوست نداریم میکنیم؟!

در دنیای واقعی، اگر از کسی خوشمون نمی‌یاد،  با بی‌تفاوتی از کنارش رد می‌شیم و هم صحبت نمیشیم باهاش. اینجا هم دقیقاً همین‌طور باشید.اگر وبلاگی با روحیات شما سازگار نیست، از کنارش رد بشین. چشم‌های ما نمی‌یدونه  بسته باشه، اما ذهن ما می‌تونه نادیده بگیرد. نیازی نیست با حضور در بحث‌های سمی، برای اعصاب خودتان ارزش کم کنید.

هنر ندیده گرفتن را یاد بگیریم.(اینکه چگونه در فضای مجازی آرامش داشته باشیم)

و اما در پایان، اینو بگم یادمون باشه که؛

هرچه درک ما از انسان عمیق‌تر میشه ، خشم و کینه‌مان کمتر می‌شه. چرا؟ چون وقتی به پشتِ رفتارهای تند یا عجیبِ آدم‌ها نگاه می‌کنیم، دیگر شرارت نمی‌بینیم؛ بلکه «رنج، ترس و نادانی» را می‌بینیم.

ظرفیت‌های هم را محترم بشماریم. هر کسی ظرفیت روانی و عاطفی متفاوتی داره‌.. رنج کشیدن یک تجربه انسانی است، نه یک مسابقه برای اینکه ثابت کنیم چه کسی بیشتر حق داره ناراحت باشد.

بیایید یاد بگیریم که با هم، ملایم‌تر زندگی کنیم. 

لازمه دوباره یادآوری کنم که:

اگر وبلاگی یا موضوعی با روحیات شما همخوانی ندارد، ساده‌ترین راه این است: رد شوید.
همان‌طور که در زندگی واقعی از کنار فردی که با او سازگار نیستید بی‌تفاوت می‌گذرید، اینجا هم یاد بگیرید که «ندیده بگیرید». چشم‌ها را نمی‌شود بست، اما می‌توان از تماشای یک صحنه بی‌تفاوت بود. خودآزاری نکنید لطفا!

دوستتون دارم.

مراقب آرامش دل هاتون باشید.❤️

پ.ن: 

چیزی که انصافا  حالمو خوب کرد تو این جریانات و نوشته های اخیر فقط چالش نقاشی بود😍، فرصتی پیدا کردم در چالش شرکت میکنم بذارین مداد رنگیهامو بیابم.🤪