به دعوت دوستان؛ منم در چالش نقاشی شرکت کردم، نقاشی را کشیدم، منتها خونه ی پدر همسرم هستیم مداد رنگی همراهم نیست که رنگ کنم ، هرموقع تکمیل کردم عکسشو میگیرم میذارم اینجا.

و اما تو ذهنم  داشتم فک میکردم  از چی نقاشی بکشم که؛ یه اتفاق بامزه افتاد، منم  همون اتفاق بامزه  رو به تصویر کشیدم...

به زودی در پست بعدی...

پ.ن:

دوستان یه مشکلی پیش اومده واسه م،

 دعا کنید که اون مشکل رفع بشه‌.

 خیلی استرس دارم...نقاشی کشیدم که یه ذره ذهنم آروم بشه...