از پایتخت تا بلاگیکس...
· · خواندن 1 دقیقه ...
سلام رفقا! روزتون بخیر!
قبل از اینکه شروع کنم، یه قول بهم بدین: لطفا اصلاً گارد نگیرین و فقط با من بخندین! 😊
راستش داشتم سریال پایتخت میدیدم؛
(این سریال را دانلود میکنم، گاها وقتهایی که حوصلهام سر میره میبینم.)
اون قسمتشو داشتم میدیدم که جشن ختنهی سرور بود که فهیمه برای پسرش گرفته بود و خلاصه اش این بود که نقی به هما با حالت طلبکارانه میگفت: «چرا این بشر (ارسطو) اومده جشن ختنهی سرور؟!»
و هما هم با یه حالت تعجب و دلخورانه جواب میداد که: «نقی جان، مجلس و مهمونی یه نفر دیگه است؛ درسته که من که لیست بدم کی بیاد، کی نیاد؟!»
راستش، این صحنه یادِ بعضی از اتفاقاتِ اینجا افتاد!
بچهها، بیاین یه نگاهی به واقعیت بیندازیم و یادمون باشه اینجا( بلاگیکس) یک فضای مجازی مشترک است و صاحب و مدیر داره.
پس دوستان، بیاییم در مهمونیِ خونهی بلاگیکس، رفیق باشیم؛ مثل ارسطو و نقی؛ البته که مراممون مثل ارسطو باشه،(بامرام و لوطی و با معرفت)، ولی منطقمون رو از نقی قرض نگیریم؛ چون نقی همیشه میخواهد همه چیز دقیقاً همانطوری باشد که او میخواهد! 😂
مرام ارسطو گونه: بلی
منطق نقی گونه : خیر
پس لطفا بیایین ملایمتر و با رفاقت بیشتری تو این فضا در کنار هم باشیم. ❤️
پ.ن:
_ مدیر اینجا را نمیدونم کیه. دوستان اگه میشناسید به ما هم بگین لطفا.
ما فقط شیرازی بلاگفا را میشناسیم عامو.😉