چالش مو نولوگ نویسی مخالف...
· · خواندن 1 دقیقه چیه؟ چیه که اینقد زل زدی؟ نکنه از این طرزِ حرف زدنم خوشت نمیاد؟
ای بابا... الان باز شروع کرد! باز اون قیافهیِ آدمحسابی رو به خودت گرفتی!
ببین رفیق... این تیپ و این طرزِ حرف زدنِ تو، واسه اونایی خوبه که توِ خودِ خودشون هستن. من اینجا نیستم که با تو آداب و معاشرت کنم. من از اونایی نیستم که بگم ببخشید قربان یا لطفاً لطف کنید. اونها برن پیشِ همردههایِ خودشون که با هم گنده میشن! من اگه بخوام حرف بزنم، همونجوری که هست میزنم، بدونِ اینکه از تو یا از اون بالا، کسی اجازه بگیرم.
فکر کردی با اون نگاهِ بهم توهین نکن میتونی من رو بترسونی؟ نه داداش! تو اصلاً نمیدونی با کی داری حرف میزنی. من از جایی میام که "ادب" اولین چیزیه که وقتی میخوای زنده بمونی، باید دورش بندازی. اینجا، توی این میلان* ، یا میتونی لاتی باشی و همه چی رو بگیری، یا میتونی با این تیپِ شیک و حرفهایِ قلمبه سلمبه، فقط تماشاچی بمونی.
حالا هم، اون قیافهیِ مظلومنما رو جمع کن ببر کنار. این که میای اینجا و با اون لحنِ باید و نباید برای من خط و نشون میکشی...خیلی به تو نمیاد! من اگه بخوام، همین الان تمامِ این غرورِ کاذبت را زیرِ پا میذارم. پس یا راهت را بکش و برو پیِ کارت، یا بشین و سکوت کن تا من هم حوصلهام سر نره!
*میلان: کوچه
پ.ن:
چالش مونولوگ نویسی مخالف به دعوتِ وبلاگ نسیم کمالی عزیز نوشتم.
لطفا روی لینکی که تو پست قرار دادم بزنید تا در جریان چالش قرار بگیرید.