آکراسیا...چرا بعضی موقع ها شبیه دیپی جان کلاه قرمزی رفتار میکنیم؟!
· · خواندن 2 دقیقه
آکراسیا در ادبیات سنتی فلسفی بدین معناست که فرد با بهترین حکم خودش مخالفت میکند.
****************************
اگه بخوام به زبون ساده و خودمونی اکراسیا را توضیح بدم اینجوریه که:
یه تجربه ای که خیلی از ما داریم مجموعه کارهای عقب افتادمون هست.
همین الان اگر بخوای بهش فکر کنی میتونی یه لیست از این کارهای عقب افتاده ات بنویسی:
_ کتابایی که نخوندی،
_ دوره هایی که نصفه و نیمه رها کردی ،
_ رژیم هاییکه ادامه ندادی،
_ ورزشی که به چند روز بیشتر نرسید و
خلاصه یه بار ذهنی برای خودت درست کردی به اسم کارهای عقب افتاده.
یه مثال جالب از ویکتورهوگو براتون بزنم؟؟؟
جالبه واقعا.
تابستون ۱۸۳۰ ، ویکتورهوگو با یه دردسر بزرگ روبرو شد:
اون کتابی که یکسال برای نوشتنش زمان داشت رو انقدر عقب انداخته بود و درگیر مهمونی و کارای دیگه اش شده
بود که ناشرش خیلی عصبانی شد و بهش یه فرصت شش ماهه داد. هوگو برای اینکه بتونه از پس اینکار بربیاد یه تصمیم عجیب گرفت :
هوگو به دستیارش گفت تمام لباسهاش و در یه صندوق قفل کنه تا به جز یه شال چیزی برای پوشیدن نداشته باشه و نتونه بیرون بره و مجبور بشه توی اتاقش بمونه و بنویسه ...
کسی فکرش و نمیکرد از این کار عجیب و غریب
گوژپشت نوتردام دربیاد..
این مثال نشون میده فقط من و شما نیستیم که درگیر کارای عقب افتاده ایم. حتی نویسنده های بزرگ و خلاق هم با این چالش مواجه بودند.
مسئله به تعویق انداختن کارها انقدر قدمت داره که فیلسوفای بزرگی مثل ارسطو و سقراط برای توصیف این نوع رفتار یه کلمه اختراع کردن به اسم : آکراسیا
به بیان امروزی آکراسیا یعنی:
به تعویق انداختن کارها
( البته این معنی اصلی و فلسفی گونه اکراسیا نیست 😉 بیان امروزی اکراسیا را گفتم که متوجه بشین)
دوستانی که مث من کودک درون فعالی دارند، واسه تون تو نت در مورد اکراسیا سرچ کردم که مطلب و عکس با نمک دیپی جان را اورد، که زیر این پستم گذاشتم:

پ.ن:
خوب حالا که متوجه شدیم آکراسیا یعنی چی،
دوست دارین به کمک اقتصاد رفتاری در پستهای بعد توضیح بدم که چرا آدما هدفگذاری و برنامه ریزی میکنن اما بعدش اون و رها میکنن🤔؟!