افرادی که هوش هیجانی بالا دارن ، معمولا از کسی متنفر نمیشن.

شاید یکی بدترین رفتار رو باهات کرده باشه.
شاید ناراحتت کرده، ناامیدت کرده یا حتی کاری کرده که تصمیم بگیری برای همیشه از زندگیت کنار بذاریش.

اما یه گوشه‌ی ذهنت هنوز می‌گه:
«می‌فهمم چرا این کارو کرد.»

نه اینکه رفتارش رو درست بدونی.
نه اینکه بخوای ببخشیش یا دوباره بهش فرصت بدی.
فقط می‌تونی پشت رفتار آدم‌ها رو هم ببینی.

می‌فهمی شاید ترسیده بوده.
شاید بلد نبوده درست ارتباط برقرار کنه.
شاید خودش پر از زخم‌ها و مشکلات حل‌نشده بوده.

شاید چیزی که با تو کرده، نتیجه‌ی سال‌ها تجربه و الگوی اشتباه خودش بوده.

اینجاست که یک تفاوت مهم وجود داره:

درک کردن یک آدم، به معنی توجیه کردن رفتارش نیست.

تو می‌تونی بفهمی چرا کسی بهت آسیب زده و در عین حال تصمیم بگیری دیگه هیچ جایی در زندگیت نداشته باشه.

می‌تونی براش دلیل پیدا کنی، اما بهش حق ندی.

می‌تونی گذشته‌ش رو بفهمی، اما مسئولیت رفتارش رو هم گردن خودش بذاری.

هوش هیجانی بالا شاید دقیقاً همین باشه:

«می‌فهمم چرا این‌طوری شدی؛ اما قرار نیست به خاطر فهمیدن و درک ریشه ی رفتار تو، اجازه بدم دوباره با من همون رفتار رو بکنی یا بتونی بازم تو زندگیم باشی.نه از این خبرا نیس»