حس رمانتیک و عاشقانه روی تخت سنتی ویلا باغ...
26 اردیبهشت · · خواندن 1 دقیقه صبح از خواب پاشدم داشتم یادداشتهای گوشیمو نگاه میکردم:
( یه قسمت تو گوشیم دارم مخصوص پیامهای ذخیره شده که جملات زیبا وکاربردی و یا گاها خاطراتمو اونجا مینویسم.)
صبحی داشتم مرور میکردم دوسه تاپیاماشو خوندم یهو رسیدم به این پیامی که ذخیره کرده بودم منم تازه از خواب پا شده بودم و هنوز ویندوزم کامل بالا نیومده بود...
داشتم خیلی با حس رمانتیک و شعر اون پیام را میخوندم.
_ پیام ذخیره شده این بود:
یه عدد تخت سنتی
قشنگ و سالم
۴ عدد پشتی
تمیز و سالم
😍
(انتظار داشتم بعدش بنویسه:
یه عدد سینی
پر از لیوان چای...)🤭
که رسیدم به این کلمه:
مناسب ویلا و
باغ
قیمت فلان....🤣
شماره تماس:...........
و زیرش عکسهاش ذخیره کرده بودم.
یادم افتاد این پیام را یه مدت پیش واسه ی یکی از آشنایان که دنبال تخت سنتی( دست دوم) واسه باغشون میگشت ذخیره کرده بودم که براش بفرستم بعدش فراموشم شده بود پاک کنم.
پ.ن:
۱_ هیچی دیگه اینجا نوشتم تا شما در حس رمانتیک و عاشقانه و شاعری من شریک بشین.🫠😂🙃
۲_ یادمون باشه:
قرار نیست همیشه پیامها رمانتیک و شاعرانه و عاشقانه باشد.😉
زندگی همینه دیگه...😍