صبح از خواب پاشدم داشتم یادداشتهای گوشیمو نگاه میکردم:

( یه قسمت تو گوشیم دارم مخصوص پیامهای ذخیره شده که جملات زیبا وکاربردی و یا گاها خاطراتمو اونجا مینویسم.)

صبحی داشتم مرور میکردم دوسه تاپیاماشو خوندم یهو رسیدم به این پیامی که ذخیره کرده بودم منم تازه از خواب پا شده بودم و هنوز ویندوزم کامل  بالا نیومده بود...

 داشتم خیلی با حس رمانتیک و شعر اون پیام را میخوندم.

_ پیام ذخیره شده این بود:

یه عدد تخت سنتی 

قشنگ  و سالم 

۴ عدد پشتی

تمیز و سالم

😍

(انتظار داشتم بعدش بنویسه:

 یه  عدد سینی 

پر از لیوان  چای...)🤭

که رسیدم به این کلمه:

مناسب ویلا و

باغ 

قیمت فلان....🤣

شماره تماس:........... 

و زیرش عکسهاش ذخیره کرده بودم.

یادم افتاد این پیام را یه مدت پیش واسه ی یکی از آشنایان که دنبال تخت سنتی( دست دوم) واسه باغشون می‌گشت ذخیره کرده بودم که براش بفرستم بعدش فراموشم شده بود پاک کنم.

پ.ن:

۱_ هیچی دیگه اینجا نوشتم تا شما در حس رمانتیک و عاشقانه و شاعری من شریک بشین.🫠😂🙃

۲_ یادمون باشه:

 قرار نیست همیشه پیام‌ها رمانتیک و شاعرانه و عاشقانه باشد.😉

زندگی همینه دیگه...😍