وضعیت کلاسهای آنلاین...
28 اردیبهشت · · خواندن 1 دقیقه پدر و پسر همزمان کلاس آنلاین دارند و من در آشپزخانه مشغول آشپزی و ظرف شستن...
گاهی به پسرم سرمیزنم اگه اشکالی داره برطرف کنم،
شاد شلوغه نت گوشی هم هی قطع و وصل میشه و تکالیفش نمیتونه ارسال کنه، وضعیت کلاس آنلاین همسر بهتره... با لپ تاپ وصل شده و اسپیکر روشنه...استادشون داره درس میده و من صداشو میشنوم.
یه دفعه استادشون یه سوالی میپرسه میگه: جواب این سوال را ارسال کنید، من از همون پشت کانتر آشپزخونه جواب سوالو میگم همسرم ارسال میکنه، بعد از دو سه دقیقهای که میگدره صدای استادشون میشنوم که میگه فقط آقای م (همسرم) جواب سوال را درست فرستادند. همسرم از همون پشت میز که نشسته برمیگرده سمت آشپزخانه و من که دارم برنج دم میکنم و لبخندی فاتحانه ای میزنه و به سمت من لایک میفرسته.🙃
همون لحظه عینک پدر شوهرم که رو میز خونه مون جا مونده را به چشمام میزنم و با لحن و حالت خانم دارابی
( فیلم ورود آقایان ممنوع) با لحن تاسف میگم:
واقعا که چه استعدادهایی تو این بشور و بساب ها از بین میره 😬 ( دیالوگ خانم دارابی)
😉😁😂
پ.ن:
_ فقط خانم دارابی خط کش دستش بود موقع این دیالوگ گفتن ولی من کفگیر بدست.
_ واقعا که چه استعدادهایی از بین میره تو این بشور بساب ها.😉😂
بعدا نوشت:
آماده شدیم که بریم حرم امام رضا 😍
چون که ساالروز ازدواج حضرت علی علیه السلام و حضرت زهرا سلام الله علیها ( روز عـ❤️ـشـ❤️ـق بچه شیعه ها ) هست.
تبریک تبریک ❤️