دگر هیچ...
4 خرداد · · خواندن 1 دقیقه ♥️🍃
همسرم کلاس آنلاین که داره؛ یه استادی دارند خدا سلامتش داره حضور و غیاب که میکنه میخواد اسامی دانشجویان حاضر را که بخونه اینجوری میخونه( میگه این اسامی که میخونم تو کلاس حاضرند)
حاضرین کلاس :
آقای...( فامیلی دانشجویان)
خانم....
آقای...
آقای ....
خانم...
و...
و دیگر هیچچ
(اسامی حضوریها را که میخونه آخرش با یه لحن با نمکی میگه:
و دیگر هیچچ)😊
منظورش اینه که فقط همین افراد حاضر هستند و بقیه دانشجویان غایبن.
امروز داشت اسامی را میخوند به آخرش که رسید من به شوخی گفتم: و دیگر هیچچ
نگو میکروفن از سمت ما روشن بود صدام رفت.😁
(کلا مثلا در مورد یه موضوعی هم داره تدریس میکنه مثلا میگه این موضوع بستگی به چند مورد دارد بعد موارد ذکر شده را نام میبره :
۱....
۲....
۳....
و دیگر؟
و دیگر؟ هیچچ
*******************
حالا این کلمه افتاده سر زبونم...
به همسرم میگم :
مثلا شام فلان غذا داریم و دیگر هیچچچ😁
♥️🍃
الان هم این بیت شعر را خوندم گفتم واسه استادتون بخون:
ماییم و شب تار و غم یار و دگر هیچ
صبر کم و بیتابی بسیار و دگر هیچ
*********************
دوستان شبتون بخیر و
در پناه خدای مهربون و دگر هیچ♥️🍃
پ.ن:
گلنن دویل ملتن نویسنده ی " کتاب جنگجوی عشق" اینجور مینویسه:
جایی نمانده که برای نجات به آن پناه نبرده باشم،
پس این بار به خداوند پناه میبرم.