انواع دوست داشتن...

ساغر ساغر · ساغر ·

🧡یه جور "دوست داشتن" هست، خیلی دوس داری بهش بگیا؛ ولی طرف جوری برخورد میکنه که حرفت میمونه بیخ گلوت... بجاش میگی: "یه لیوان آب لطفا...

💛یه جور "دوست داشتن" هست، بگی یا نگی، نه به حال خودت فرقی داره نه طرف مقابل! چون اونقدر تنهایید که فقط همو دارید.

💚 یه جور "دوست داشتن" هست، که نیست! یعنی سالهاست منتظری که یکی پیدا شه و لایق این جمله 

باشه ... هنوزم منتظری...

پ.ن: 

تكتبين لي «صباح الخير» 
و أقرؤها «أحبك»!

برایم می‌نویسی: «صبح بخیر» 
و می‌خوانمش: «دوست دارمت»!

" محمود_درویش "

************************

قربان درک و تیز هوشی محمود درویش که سریع ترجمه میکنه صبح بخیر را...

آقا گیراییتون مث محمود درویش قوی باشه، سریع متوجه شین خب!😉

_ معلوم نیس دارن تو دلشون چه پرونده ای برات میسازن!
 

اکبر عبدی: نگران نباشید! خداوند پرونده‌ای را که مردم می‌نویسند را نمی‌خواند!

(دیالوگی از فیلم رسوایی با بازی اکبر عبدی)
 

خدا رحمتش کنه🤲

درد...

ساغر ساغر · ساغر ·

داشتیم ناهار میخوردیم آخرهای ناهار خوردن یهو کتف سمت چپم درد کرد و همچنین دست چپم، خوب نمیتونستم تکون بدم  دیدم بهتر نشدم یه مسکن خوردم الان دراز کشیدم باز میبینم که درد میکنه، البته خفیف تر..

بنظرتون واسه  چی اینجوری شد یهو؟!

پ.ن:

دکترهای عزیز! سرتون شلوغه؟!

بعدا نوشت:

ممنونم از دوستان عزیز دلسوز که راهنمایی کردین ، کامنتاتون برام ارزشمنده.❤️

خدا روشکر الان حالم خوبه.

 

بچه ها خبر خبر...

برق امروز فقط یه ساعت رفت، 😀

ساعت ۱۲ رفت یک اومد.( اصولا که دوساعته قطع می‌کردند). من حواسم نبود تو آشپزخانه بودم پسرم از اتاق اومد گفت: چقد گرمه پس چرا کولر را روشن نکردین؟! میگم: برق نیست که...میگه مامان برقها اومده...نگاهم به ساعت میفته میبینم یک و پنج دقیقه هست، میگم هنوز دو نشد که...

فک کردم اشتباه میکنه. میگه نگاه به کلید پریزها بندار. وای راست گفت نور داره برقها اومده.🤭

 کولر را روشن میکنیم میگم چه خوب امروز فقط یه ساعت برق رفت...هورا...🤭...هورا...😉🤪

پ.ن:

ببین آدمو به کجا میرسونن که وقتی ساعت خاموشی برق یه ساعت تقلیل میابه خدا روشکر میکنیم و دعاشون میکنیم.🥴🤭😅

دویاره باید یادآور بشم که:

پس بر طبل شادانه بکوب😅

داریم با بچه ها تو پیاده رو میریم یه موتوری میاد از کنار ما تو پیاده رو با سرعت رد میشه، یهو دختر کوچولوم پنج سالشه برمیگرده  و با ناراحتی بهش میگه: سیرابی...!

یه دفعه متعجب به دخترم  نگاه میکنم،

(اینا اصلا ادبیاتی نیست که تو خونه ی ما رواج داشته باشه و یا اینکه بخواهیم  دهن به دهن مردم کوچه بازار بذاریم. پسرم میگه: مامان این کلمه را از اون فیلمه یاد گرفته)

از یه طرف خنده م میگیره از این کلمه ای که گفته از طرف دیگه دارم فک میکنم چجوری میشه فیلم‌ها را نگاه کرد بدون ترس از یادگرفتن نکات منفی توسط بچه های خردسال!

پ.ن:

بریم به کارامون برسیم که یه ساعت دیگه به پایان دلدادگی نزدیک میشیم.🤪

برق جونمون یه ساعت دیگه میره.😁

یتیم اینترنتی...

ساغر ساغر · ساغر ·

خب ،خوایم نمیبره دارم صوتهای مربوط به سواد روان را گوش میدم که این کلمه به گوشم میخوره: یتیم اینترنتی

 اینجوریه که:

والدینی که استفاده بی رویه از موبایل و فضای مجازی می‌کنند واقعا دارند روح یتیم بودن را به فرزندانشون القا میکند...مشتاق میشم ادامه شو گوش بدم...

پ.ن: 

دارم صوت را گوش میدم  که دیدم موهام اومد تو صورتم و جلو چشمام ، دورو برم دنبال کش مو میگردم آخه همین الان به موهام بودا... فک کردم کش مو را باز کردم  از تخت افتاده پایین. سرمو خم میکنم زیر تخت را نگاه کنم ببینم اونجا اقتاده یانه که موهام می‌ریزه تو صورتم، دستمو میبرم موهامو بزنم کنار نگاهم میفته به مچ دستم که...

بعله! میبینم کش مو را  به مچ دستم بستم!🤪

پس بر طبل شادانه بکوب😁

فقط خوابیدم و خوابیدم...

صبح دیر وقت بود با صدای اهنگ‌ که همسرم گذاشته بود بیدار شدم دیدم چای  هم دم کرده بود صبحونه و چای خوردیم، خریدها را جابجا کردم، ظرفهای صبحونه را شستم، ناهار گذاشتم و دوباره خوابیدم...

 باز بیدار شدم ناهار خوردیم ظرفها را شستم و دوباره  خوابیدم...

 عصر دیگه هنوز میخواستم بخوابم که با صدای زنگ موبایلم بیدار شدم دستم سمت گوشیم رفت ببینم کیه که دیگه قطع شده بود چشامو بستم خواب رفتم باز حدودا یه ربع بعد موبایلم زنگ خورد...آقا نمیدونین من خوابم😬

اصلا چه معنی داره وقتی خوابم زنگ میزنن بی ادبها🤭😅

 

 دیگه پا شدم چای گذلشتم چای خوردم خواب از سرم بپره...هنوز خوابم میاد چرا؟!

حالا بجاش شب بخوام بخوابم خوابم نمیبره!

پ.ن:

اشکالات املایی نگارشی این پست را  ببخشید چون که  خوابم میاد .هنوز ویندوزم بالا نیومده...

یکی از دلایلی که اینقد خوابیدم چون دوغ خوردم جلوی کولر خوابیدم باد کولر آدمو شل میکنه دوغ هم که خواب آور...

یه وقتهایی...

ساغر ساغر · ساغر ·

یوقتهایی اینقد احساس تنهایی و غم داری که با خودت میگی اگه خدا را نداشتم چیکار میکردم؟!

پ.ن:

_ و الان از همون یوقتهاست...


_ میگم که؛ راستی! چقدر خوبه وقتی میخوای با خدا حرف بزنی، نیاز نیست که بهش توضیح بدی چی به چیه 
یا نگران نیستی یه وقت بد برداشت کنه یا بهش بربخوره.
 

 

یعنی هرکی من را دید یا زنگ زد، محال بود به شوخی این سوال  رو نپرسه که تو این هوای گرم هیچی دیگه نبود بخوری سرما خوردی؟!🥴

امروز صبح چشام  اشک میومد...صبح دو دفعه پشت سر هم بجای قرص آنتی هیستامین قرص پرو پرانولول باز کردم تا اومدم بخورم متوجه میشدم بعد انداختم سطل زباله ، دفعه سوم موفق شدم. پس بر طبل شادانه بکوب.😅

الان خدا روشکر بهترم.

دم نوش هم خوردم، 

الان آویشن میخوام درست کنم ، میگم بچه ها یه سوال؟! 

 آویشن را چه جوری دم میکنین یا چی  میزنین بهش طعمش بهتر بشه؟!

 نبات میزنم ولی به زور میخورم، 🥴فعلا عسل نداریم عسلمون تمام شده.

پ.ن:

اگه متن اشکال نگارشی داره به بزرگی خود ببخشید دیگه همین که قرص اشتباهی نخوردم خیلیه.😁

گوشی دست میگیرم بدتر میشه چشام.

 

فقط ده ثانیه تصور کنید که دارید لیموترش میخورید، ببینید دهنتون بزاق ترشح می‌کنه.
وقتی ده ثانیه فکرکردن به لیموترش اینقدر در بدن ما واکنش ایجاد می‌کنه، اون وقت ده دقیقه تمرکز روی اتفاقات و مسائل منفی و ساعت‌ها استرس و عصبانیت چه تاثیر ویرانگری روی جسم و روح ما میذاره.
مثال لیموترش یادت بمونه، تا افکار منفی اومد تو سرت بدون که اگه تا ۲۰ ثانیه ادامه‌شون بدی دیگه داری تیشه به ریشه زندگیت میزنی.
خیلی خوبه که دائما از خودمون بپرسیم، انرژی‌بخش‌ترین فکری که باید بکنیم چیه؟
اینو حتما یادتون باشه تا ذهنتون همیشه برنده باشه.

 

 

 یه دقیقه بعد، یه ساعت بعد، یه  روز بعد، 

یه ثانیه بعد، دیگه اون لحظه نیست.
‏دستا سرد میشن، 

احساسات ته‌نشین میشن، 

طوفانا آروم میشن،

آتیشا خاموش میشن،
‏آخرش فقط این به یاد میمونه که؛
‏به موقع بودی کنارم یا نه🌱

پ.ن: 

آدمایی که بموقع کنارم نبودند، بموقع کنار گذاشته شدند.

بی ربط نوشت:

با آدم بی منطق بحثی ندارم، 

کسی که از روی حب و بغض رو نظر غلط خود پافشاری میکنه‌، ارزش و لیاقت وقت و بحث و حرف زدن نداره.

 مجال نمی‌دهد خسته باشی! قدری فرصت نمی‌دهد بنشینی و اشک بریزی. باید هم‌زمان که سر کار می‌روی، یا کارهای خانه را انجام می‌دهی و مرتب میکنی  و یا آشپزی و... فکری برای خستگی‌ات بکنی. 

حتی گاهی آن‌قدر پیچیده می‌شود که همان وقت که دلت می‌خواهد همه‌چیز تمام شود، کرمِ چروکِ دور چشمت را می‌زنی که اگر دستِ قضا تو را زنده نگه داشت، لااقل چروکیده نباشی.

 بزرگسالی عجیب است؛ می‌خواهی همه‌چیز را با هم داشته باشی، در حالی که هیچ‌کدامشان را نداری!

چایِ ساغر...

ساغر ساغر · ساغر ·

عصری پدر همسرم اومد خونه مون، چای ریختم وقتی داشت چای میخورد ضمن تشکر تعریف کرد چه چای خوشمزه ای!

همسرم گفت: 

نمیدونم وقتی شما میایین چقد چای که ساغر دم میکنه خوشمزه میشه، هر روز صبح یه سر بیایین خونه ی ما،  چای خوشمزه بخوریم.😊

پدر شوهرم هم کلی از اخلاقم  تعریف کرد😍 و سفارش من را به شوهرم کرد.

آخه جناب همسر مثلا امروز صبح چای ریختم تا پا شه و بخوره لیوان چای تازه که ریخته بودم  سرد شد باز عوض کردم واسه همین چای که خورد تازه نبود نیم ساعتی گذشته بود خب و ما عادت داریم چای صبح را تو همون دقایق اول که دم میکشه بخوریم. خانواده ی شوهرم اینا بهش میگن کال چایی و اونها عاشق کال چایی هستند.

خلاصه که:

من الان دارم رو ابرها سیر میکنم.😀

پ.ن:

_ البته که خود همسرم هم خیلی وقتها خودش چای دم میکنه چون به شدت چای خور هست از من بیشتر.