جغرافیا در زندگی...

ساغر ساغر 19 خرداد · ساغر ·

‌هر وقت روز بدی داشتی به این فکر کن که تو فرودگاه بجنورد یه باجه هست مخصوص مسافرای بیرجند که به اشتباه اومدن بجنورد.

پ.ن: 

۱_ آقا یاد بگیریم شهرها و مکان هارا ، اینقد تو مدرسه جغرافی خوندین که.🙃

بیرجند، بجنورد، بروجرد ، بروجن و...

( البته نمیدونم این اشتباه تایپی هست لفظی هست اصلا چی میشه که اینجوری میشه؟)

۲_ بذارین یه خاطره تعرف کنم از دوستانمون مال خیلی سالها پیش.باباش که میره ثبت احوال مامور ثبت میپرسه اسم نوزاد چی هست؟ میگه فهیمه ولی انگار یه حالتی میگه که مامور ثبت اشتباه میشنوه و تو شناسنامه ثبت میکنه طیبه که بعدا متوجه میشن و کار از کار گذشته بوده. روند اداری  هم که طولانی هست بیخیال شدن.

حالا دوتا خواهر بزرگش اسمشون با ف شروع می‌شه اینهم میخواستندبذارن فهیمه. البته فقط شناسنامه طیبه هست و از وقتی به دنیا اومده فهیمه صداش می‌کنند.

بعدا نوشت:

اون باجه وجود نداره ها ولی شما اسامی شهرها و جغرافیا را یاد بگیرین بد نیست، مرسی.🤭

 

 

خاورمیانه...

ساغر ساغر 19 خرداد · ساغر ·

تو خاورمیانه وقتی از خواب پا میشی یا جنگه یا روز دختر🙃

پ.ن:

امیدوارم همیشه صلح باشد و

 خوشی و سلامتی و 

 عشق و  امید و پول برای همه ی مردم ایران و 

البته روز دختر😉 برای دختران ایران عزیزم.

 

 

مردمان این زمانه...

ساغر ساغر 18 خرداد · ساغر ·

داشتم با خواهرم حرف میزدم حرفمون رسید به اینجا که گفت: یه کلیپی دیده که یه  عروس انگار تو عروسیش یک بچه ای گریه میکرده عروسه برمیگرده به مامان بچه  و با بداخلاقی و تندی میگه بزن تو دهنش! 

بعدش گفت: عروسهایی الان چرا دیگه واسشون مهم نیس؟! عروس میبینه داره فیلمش میگیرن و زیر نظره؛ اینقد بدرفتاری میکنه و بداخلاقه.

گفتم: الان اکثر مردم ما پرخاشگر شدند و عصبی انگار با همه دعوا دارند. خلاف میلشون را برنمی‌تابند.

پ.ن: 

۱_دوستان ! من قبول دارم شرایط زندگیهای الان سخت شده و اعصاب مردم بهم ریخته هست؛ ولی بخدا مامانهای ما تو زمان جنگ ایران و عراق بودنا، زندگی میکردن ، ازدواج کردند، حامله شدند، بچه به دنیا آوردند...عروسیهاشون هم تو اوج جنگ بوده.

۲_ حالا دنیای واقعی که مردم پرخاشگر شدند و تندی می‌کنند هیچی... میاییم تو فضای مجازی چرا دیگه اینقد پرخاشگری و بددهنی؟! 

تو واقعیت متاسفانه وقتی عصبی میشی کنترلی رو خود نداری همون لحظه یه چیزی میگی و حرص میخوری و بعدا پشیمون میشی (که اونجا هم بهتره سعه صدر داشته باشی و کظم غیظ کنی‌)

 ولی تو فضای مجازی که فرصت داری برای جواب دادن میشه آروم شد بعد حرفمون را بزنیم نه؟! 

درسته تو فضای مجازی خشونت فیزیکی نیست ولی وقتی چیزی برخلاف میلشون باشه خشونت کلامی بیداد میکنه.

۳_بیاموزیم که؛ قرار  نیست برای هر چیزی که می‌بینیم یا میخونیم  واکنش نشون بدیم.

 

خلاصه خبرها:

ساغر ساغر 18 خرداد · ساغر ·


دعوای خواهران منصوریان از حمله ی دیشب اسرائیل به ایران بیشتر مصدوم داشته😅

پ.ن:

یکی بین خواهران منصوریان و فدراسیون ووشو هم یه آتش بس اعلام کنه ببینیم چی میشه.😂

 

لباسی که جنس داره...

ساغر ساغر 18 خرداد · ساغر ·

دیشب داشتیم میرفتیم بیرون دخترم داشت آماده می‌شد، بعد گفت مامان اون لباسه که جنس داره کو؟! با تعجب پرسیدم: چه لباسی؟ 

گفت: همون لباسی که تازه خریدین واسه م.

متوجه شدم کدوم لباسو میگه  و لباسی که جنس داره را بهش دادم پوشید.😉😅

چند روز پیش یه کت لی آبی دخترانه خوشم اومد واسش خریدم خیلی دوستش داره. چند شب هست هوا خنک میشه، دیشب خواستیم بیرون بیرون رو لباسش پوشید.

تازه وقتی رفتیم بیرون با یه کیف داره همرنگش انداخته رو دوشش. (گیره و گل سر همرنگ لباساش من خودم واسش زدم تو موهاش)

بعدبیرون بودیم گفت؛ الان مردم میگن این بچه چقد لباساش خوشرنگه.🙃😍

پ.ن: 

۱_ الان با این تفاسیر متوجه شدین لباسی که جنس داره کدوم لباسه یا بیشتر توضیح بدم؟!😂

۲_ مثلا پسرم کوچیکتر بود به لباسهایی که روش مارک و عکس داشت میگفت جنس داره، دخترم نمیدونم به چی میگه دفعه اولش بود گفت و من ازش شنیدم باید بپرسمش.

 

 

دوستان بلاگفا گله کردند چرا بلاگفا را رها کردم و رفتم بلاگیکس و....

 واسه م مینویسن بیمعرفت و این حرفها...

پ.ن:

 خواستم بهشون بگم عزیزان!

 ما بیمعرفت نیستیم سرعتش کنده حوصله مون نمیشه.

باید بگم متاسفانه کم حوصله و بی صبر شدیم حوصله ی اینکه منتظر بمونیم صفحه  واسمون باز بشه نداریم.

یه زمانی مدرسه ای بودیم با کارت دایل آپ با کامپیوترهای قدیمی وصل می‌شدیم به نت و  جیکمون هم در نمیومد خوشحال و خندان که نت داریم. الان برای هیچی ذوق نداریم و توقعهامون بالا رفته و زندگیمون نازیبا شده.

باید بگم که ما حتی اصلا منتطر میوه های فصل هم نمیمونیم بس که به برکت سردخانه ها و فناوری‌هایی که شده تو همه ی فصول اون میوه ها در دسترسه، قدیما بچه بودیم یکی تو مدرسه خیار می‌خورد بوش کل مدرسه میپیچید...همه هوس می‌کردند. الان شما کنار بزرگترین میوه فروشی شهر رد بشو بوی خیار میخوره تو مشامت؟ یا هوس میکنی بخوری؟! 

اینقد که میوه های رنگارنگ هست تو بازار، درسته وقتی نوبر میارن گرونه ولی بهر حال اصلا ذوق و شوق زندگی نداریم.

پ.ن:

_ همین الان خاطره ی همون صدای دیل آپ و وصل شدنش تو ذهنم اومد چه روزگاران قشنگ و شادی بود.

_ کیا با خوندن این پست  واسه شون زنده شد اون صدای دیل آپ؟!

خواب و دیگر هیچ...

ساغر ساغر 17 خرداد · ساغر ·

بعد از بی خوابهای این چند مدت، امروز حسابی خوابیدم، خیلی دیشب دیر خوابیدما، فک کنم ساعت سه شایدهم دیرتر بود بیدار شدم  دیدم ساعت نزدیکای یازده صبح بود، اونهم وسط خواب دیدن بودم که بیدار شدم.

تعجب کردم اینقد دیر بیدار شدم ولی خدا روشکر بابت خوابِ خوب، خیلی نیاز داشتم به این استراحت و خواب.

پ.ن: 

 

_ البته فک کنم تو خوابهام من میرم  کارخونه ی جابی کارگری وگرنه این حجم خستگی بعد از این همه خوابیدن عجیبه.😐

( دیشب هم که هشت ساعت شیفتمو رفتم؛ سه تا یازده 🤣)


 

 

 

داشتم با آبجیم تلفنی حرف میزدیم نمیدونم چه بحثی شد که یهو رسیدیم به این جا که من گفتم:  

زندگی را هر جور پیش بگیری همونجوری پیش میره...

آبجیم گفت: آره واقعا همینجوریه و در همین راستا؛ کلی مثال زنده از خاندان در اثبات سند این حرفم ردیف شد.😁

پ.ن: 

تا جملات کاربردی و فلسفی دیگر بدرود.😉

 

 

♥️🍃♥️🍃♥️🍃

برای زنده ماندن و زندگی کردن...
آدم بايد وصل باشد؛
به خانه اى، اتاقى، پنجره اى.
بايد وصل باشد به ماندن، 
ذوق كردن … آرزو داشتن...

پ.ن:

و چقدر ما آدما، اینروزها فقط زنده ایم، زندگی نمیکنیم.

 

♥️🍃

اینقد خوشم میاد اتفاقی میرم تو وبلاگی؛ 

یکی همینجوری ساده و بی آلایش یه چی نوشته بدون اینکه حتی شاید قواعد نگارشی و ادبیات را رعایت کرده باشه ولی عجیب خوشت میاد از اون پست و  نوشته.

حالا یکی خیلی تلاش میکنه و اینقد به مغزش فشار میاره کلمات را به بازی میگیره ولی در نهایت متن دلخواه و  دلنشین نیست.

پ.ن:

قصدم از نوشتن  این  پست به این منظور نبود که نوشته ها باید دم دستی و سطحی و فاقد ارزش ادبی باشه و اصول نگارشی رعایت نشه ها..‌نه! 

منظورم اینه که بعضی‌ها اینقد دلی چیزی مینویسن که عجیب به دل میشینه.

به قولی:

حرفی که از دل برآید لاجرم بر دل نشیند.

♥️🍃

 

 

انصافا نباید من  الان این آهنگ " عجب اومدی محسن چاوشی " را الان گوش میکردم...

مخصوصا رسید به اینجاش که؛

به من فک کن 
به تنهاییام 
به این خونه ی بهم ریخته😐

هیچی دیگه یکی بیاد در نقش سمیرا (دوستم) کمک هم خونه را تمیز کنیم.

عه! آقا این آهنگ قرار نبود اینجور تموم شه قرار بود احساسی باشه که...😍

پ.ن:

_ واقعا بعضی وقتها بدن آدم نمیکشه، انگار باتریش تموم میشه.

_ سمیرا کجایی؟!

 

غریبی...تنهایی...

ساغر ساغر 15 خرداد · ساغر ·

گاهی وقتها احساس تنهایی،  غربت و  دلتنگی میکنم روزهای تعطیل بیشتر...( البته اگه بتونم میرم حرم حالم خوب میشه ولی اگه نشه برم حرم...)

مخصوصا وقتی خودم و یا بچه ها مریض باشیم.

از صبح دخترم حالش بد شده، ان شاالله زود حالش خوب بشه‌.

یعنی وقتی بچه ها  مریض میشن اینقد دلشوره میگیرم و دستپاچه میشم اصلا عقلم قد نمیده چیکار کنم.

دعا کنید.

پ.ن:

_ هرکس در دنیا باید کسی را داشته باشد که حرف هایش را به  او بزند‌.
بدون رودربایستی، بدون خجالت،
وگرنه آدم از تنهایی دق می کند‌.

 

 

حال الآنم؟

ساغر ساغر 14 خرداد · ساغر ·


فقط حمد..شکر‌‌‌...

امروز با افتخار میگم :
«الحمدالله الذی جعلنا من المتسکین بولایة مولانا امیر المومنین علی »

♥️🍃

پ.ن:

_تو تاریخ اسلام . . .
اگر غدیر و ولایت جدی گرفته می‌شد ،
محرم هیچ وقت اتفاق نمی‌افتاد!💔

_ اولین عیدی را از همسرم گرفتم بعدش از پدر شوهرم‌.

دوستان سید بزرگوار ما عیدی می‌خواهیم.

راستی نمیدونستم انار و آمیرزا از دوستان بلاگفا از سادات عزیز هستند عیدی ما یادتون نره.

 

 

پسرم تو کلاسه منم تو حیاط نشستم دیدم حوصله م داره سر میره...کتاب هم همراهم نیورده بخونم ...بسته نت گوشی خریدم اومدم تو نت بچرخم...دیدم باز هم داره حوصله م سرمیره...ایندفعه کتاب بیارم بخونم بهتره.

دوتا کتاب امانت گرفتم از کتابخانه هر دوتاش نیمه خوندم.

پ.ن:

معلومه پست هم بی حوصله نوشتم؟!😉