چیه رفیق تیپامون به هم نمیخوره...نه؟!
8 تیر · · خواندن 2 دقیقه رفته بودم بانک منتظر نوبت نشسته بودم که صدای زن و شوهر جوانی که داشتند با متصدی بانک صحبت میکردند نظرم جلب شد، انگار واسه ی دریافت وام اومده بودند که متصدی بانک داشت براشون کلی شرایط و مدارک لیست میکرد که مثلا یکیش این بود: باید فلان قدر مقدار تو بانک بذارین و ضامن معتبر و...
(مسلما اونها اون مقدار پول لازم را نداشتند و سر همین قضیه داشتند با متصدی بانک صحبت میکردند و متصدی بانک داشت پیشنهاد بهشون میداد و...)
اینجا یاد این ضرب المثل افتادم که:
یکی میمرد ز درد بینوایی
یکی میگفت خانم زردک میخواهی؟!
***************
سالها پیش یادتونه فیلم "خط ویژه " نشون میداد که دوتا جوون که با هم دوست و همکار بودند رفته بودند یه بانک که دونفری با حساب مشترک فقط پنج میلیون! وام بگیرند که بتونن قرضشون را بدن و کارشون راه بیفته و به مشکل برخوردند و بانک با شرایطشون موافقت نمیکرد بعد از اون طرف یه آقایی که متصل به پول و قدرت بود و رانت خوار بود وام ده میلیاردی بهش میخواستند بدن (که پنج میلیون واسه اون پول خرد بحساب میومد و پول تو جیبیش بود) به اشتباه ده میلیارد وام اون آقا به حساب این دو تا جوون رفت و ادامه ی فیلم...
اون دوتا جوون که گرفتار شدند ولی اون آقاهه ده میلیارد گرفت و خورد و یه آب هم روش...
همینجوری میشه که فاصله طبقاتی روز بروز تو جامعه بیشتر میشه و با مفسدان اقتصادی برخورد نمیشه...
_آهنگ تیتراژ شروع فیلم خط ویژه " آهنگ دیدی داری از سینا حجازی " را آپلود کردم بذارم اینجا متاسفانه خطا داد.
این چه وضعشه؟!
خودتون دانلود کنید گوش کنید. والا 😅
(حالا اگه عطیه بود جواب میداد والا با این نوناشون😁
عطیه سخت سنگر بلاگفا را حفظ کرده و نمیاد اینجا)😉
پ.ن:
عطر شالیزار،
نانِ خشک ،
نگاه سرد و بی رمق زندگی...
مانده ام چه جور لقمه گلوگیرتان نمیشود؛
شما که رقم صفرهای بانکی تان تا بی نهایت است..!؟