رفته بودم بانک منتظر نوبت نشسته بودم که صدای زن و شوهر جوانی که داشتند با متصدی  بانک صحبت می‌کردند نظرم جلب شد، انگار واسه ی دریافت وام اومده بودند که متصدی بانک داشت براشون کلی شرایط و مدارک لیست میکرد که مثلا یکیش این بود: باید فلان قدر مقدار تو بانک بذارین و ضامن معتبر و...

(مسلما اونها اون مقدار پول لازم را نداشتند و سر همین قضیه داشتند با متصدی بانک صحبت میکردند و متصدی بانک داشت پیشنهاد بهشون میداد و...)

اینجا یاد این ضرب المثل افتادم که:

یکی میمرد ز درد بینوایی 

یکی میگفت خانم زردک میخواهی؟!

***************

سالها پیش یادتونه  فیلم "خط ویژه " نشون میداد که دوتا جوون که با هم دوست و همکار بودند رفته بودند یه  بانک که دونفری با حساب مشترک فقط پنج میلیون! وام بگیرند که بتونن قرضشون را بدن و کارشون راه بیفته و به مشکل برخوردند و بانک با شرایطشون موافقت نمیکرد  بعد از اون طرف یه آقایی که متصل به پول و قدرت بود و رانت خوار بود وام ده میلیاردی بهش می‌خواستند بدن (که پنج میلیون واسه اون پول خرد بحساب میومد و پول  تو جیبیش بود) به اشتباه ده میلیارد وام اون آقا به حساب این دو تا جوون رفت  و ادامه ی فیلم...

اون دوتا جوون که گرفتار شدند ولی  اون آقاهه ده میلیارد گرفت و خورد و یه آب هم روش..‌.

همینجوری میشه که فاصله طبقاتی روز بروز تو جامعه بیشتر میشه و با مفسدان اقتصادی برخورد نمیشه...

_آهنگ تیتراژ شروع فیلم خط ویژه  " آهنگ دیدی داری از  سینا حجازی "  را آپلود کردم بذارم اینجا متاسفانه خطا داد.

این چه وضعشه؟! 

خودتون دانلود کنید گوش کنید. والا 😅 

(حالا اگه عطیه بود جواب میداد والا با این نوناشون😁

عطیه سخت سنگر بلاگفا را حفظ کرده و نمیاد اینجا)😉

پ.ن: 

عطر شالیزار،

نانِ خشک ،

نگاه سرد و بی رمق زندگی...

مانده ام چه جور لقمه گلوگیرتان نمی‌شود؛

 شما که رقم صفرهای بانکی تان تا بی نهایت  است..!؟