کجام؟!
· · دقیقا وسط شلوغی زندگی...
برای فرار از مشغله های ذهن شلوغم؛
دارم کیک میپزم تا با چای تازه دم کمی بیخیالی میل کنم.🥰
پ.ن:
چونکه عصر کیک خون م میفته،🙃
الان دست بکار شدم اونموقع سرد شد بخورم.
· · دقیقا وسط شلوغی زندگی...
برای فرار از مشغله های ذهن شلوغم؛
دارم کیک میپزم تا با چای تازه دم کمی بیخیالی میل کنم.🥰
پ.ن:
چونکه عصر کیک خون م میفته،🙃
الان دست بکار شدم اونموقع سرد شد بخورم.
اوضاع خیلی داره
سخت پیش میره ...
♥️🍃
دارم با بچه ها از خرید برمیگردیم خونه، دیدم هم خسته ام هم اینکه تا بیاییم خونه و شام بپزم دیر میشه خواستم از فروشگاه جلوتر سرراهمون یکم ناگت مرغ و خیارشور بگیرم بریم خونه ناگتها را سرخ کنیم در همین احوال بودیم که از کنار ساندویجی گذشتیم یه لحظه نگاهم میفته تو مغازه ساندویجی که دخترکوچولوم میگه مامان بریم ساندویج بخوریم، من خودم پول دارم حساب میکنم، از کیف صورتی که رو دوشش انداخته سه تا اسکناس ده هزارتومانی! 😅در میاره میگه ایناهاش پولم.
من و پسرم میخندیم.
دیدم داره آبروریزی میشه میگم باشه بیا بریم داخل. ساندویج ها را سفارش میدم یکی هم اضافه سفارش میدم که ببرم خونه برای همسرم.
بچه ها اصرار دارند میگن مامان همینجا بخوریم با اینکه دوست داشتم بریم خونه راحت ساندویج بخورم ولی میگم باشه...سفارشها را میگیرم کارتمو میکشم و بسته ی ساندویج بیرون بر هم تحویل میگیریم و میآییم تو پیاده رو که بریم خونه.
هیچی دیگه بخاطر سی هزار تومانی که دخترم میخواست حساب کنه یک تومان از کارتم کشیدم، صداش هم در نیارین مهمون دخترم بودیم.🤭
از مغازه هم بیرون اومدیم میگه تازه من دوتا دیگه پول هم دارم تو کشو کمدم هست.
بله دوستان! بدانید و آگاه باشید ما الان پولداریم چون دخترم دو تا اسکناس صدهزار ریالی تو کشو کمدش پس انداز داره و احتمالا یبار دیگه ما را مهمون میکنه.😂
شما هم اگه دوست داشتین بیایین مهمون ما...😉😅
پ.ن:
دوستان پست قبل خواب دیدم یه دختر بزرگ دارم سال کنکوره ه😅 نه اینکه واقعا داشته باشم.
دختر من پنج سالشه؛
خواب دیدم یه دختر بزرگ هم دارم.
دختر بزرگم کنکور داره درسش خوبه ولی هم من و هم خودش استرس داریم بابت نتیجه کار و تلاشش.
من بهش باور دارم موفق میشه، کاش استرسش کم بود، در حین استرس داشتن خیلی آروم و مهربونه دخترم.🥰❤️
پ.ن:
خواب دیشب چی میشه؟! قشنگ بود با صدای اذان ازخواب بیدار شدم.
بعدا نوشت:
ببخشید نسیم جان دستم اشتباهی خورد رو کامنتت به جای تایید حذف شد.😉
· · در پایین تر سطح انرژی ورژن خودم در فضای مجازی هستم.
پ.ن:
نکات ایمنی:
لطفا با لبخند و انرژی بالا وارد شوید.
♥️🍃
وقتی یکی هر چند وقت حالتو می پرسه ...
وقتی یکی بی دلیل زنگ می زنه ...
وقتی پیشِت می شینه سر صحبت رو باز می کنه ...
وقتی سلامش خشک و خالی نیست و پرِ قربون صدقه است ...
وقتی یکی هوا تو داره ...
وقتی میگه چائیت سرد نشه ...
نبینم غم تو ...
فدا سرت ...
اینا یعنی برام ارزش داری مهمی ...
دِ بفهم دیگه با چهارتا کلمه بیشتر تایپ کردن، دوتا چاق سلامتی ... وقت گران بهات تلف نمی شه ...
قبول، آدم بعضی وقتا می ره تو غار تنهائیشو ازین حرفا، حال کسی رو نداره ولی بعضیا انگار دیگه غارنشین شدن همیشه افسرده ان ...
برای دیگران ارزش قائل شیم در حقیقت برای خودمون ارزش قائل شدیم ...
ارزششو داشته باشیم ...
بهنظرم مهم نیست چاییت چی باشه.
ایرانی، خارجی، معطر، لیپتون،
چای لاهیجان، چای قلم یا هرچی.
دمکشیده باشه یا نه.
مهمش اینه که همچای تو کی باشه؟
کنار بعضی آدمها، چای، چایتره.
پ.ن:
از اون بعضیها باشین.😉🥰
· · ده برابر اعتماد به نفسی
که آیینه دسشویی بهت میده،
دوربین جلوئه گوشی ازت میگیره🫤
😅
پ.ن:
_ بهانه را دوربریزین که جایگاه مناسب قرار نگرفتین واسه همون کارایی خوبی ندارین و نمیتونین وظیفه تون را درست و خوب انجام بدین.
_ آینه دستشویی ثابت کرد که در هرجایگاهی که قرار گرفتین میشه کارتون را درست ، عالی و شفاف انجام بدین.😅
· · دخترک را برده بودم حمام؛ ازبس اهرم شیر دوش آب حموم را میلیمتری به سمت راست و چپ جابجا کردم تا دمای آب را واسش تنطیم کنم و اون هی میگفت سرده یا گرمه...
دیگه با استفاده از تمام قصایای هندسی و فیزیکی که در زمان تحصیل یاد گرفته بودم ؛ سینوس کسینوس تانژانت کتانژانت زاویه ی اهرم شیر را حساب کرده تا آخر سر دخترم رضایت داد به دمای متعادل شیر.😬
دیگه با حس موفقیت ارشمیدس گونه گفتم : اورکا...اورکا...💪
😅
پ.ن:
_ حالا هی بگین ریاضی و فیزیک تو زندگی به چه دردی میخوره؟! 🤭
اینکه گمان کنی همه عادی زندگی میکنند، لزوماً به این معنا نیست که درونشون هم همه چیز عادیه؛
کم ندیدم افرادی رو که یک تار مو با فروپاشی روانی فاصله داشتند اما کماکان برای نوشیدن چای به کافه میرفتند یا با لبخندی گشاده از دیگران استقبال میکردند.
پ.ن:
اعتراف میکنم بارها به مرز فروپاشی روانی رسیدم؛
ولی ظاهر عادی خود را حفظ کردم.
در قشنگترین فنجانها چای تازه دم ریخته،
موسیقی مورد علاقه خود را پخش کرده،
لباسهای شیک خود را پوشیده و به ظاهر خود رسیده ام و حتی گاهی وقتها در اوج ناراحتی رقصیده ام.
چه میشه کرد؟!
چه بخواهیم بپذیریم و چه نخواهیم بپذیریم؛ زندگی همینه...
با تمام مشکلات ریز و درشت و البته در کنارش شیرینی هایی هم داره.
برق را در خرمن مردم تماشا کرده است
آنکه پندارد که حال مردم دنیا خوش است
· · چت کردن با آدم درونگرا مثل مصاحبه میمونه ؛
اگه ازش سوال نپرسی
اون دیگه چیزی واسه گفتن نداره😅
پ.ن:
شما درونگرایین یا برون گرا؟!
متن زیر از کانال دکتر موتا در ایتا آورده شده هست:
(دکتر موتا یک خانوم دندانپزشک که به اتفاق همسرشان که پزشک هستند به همراه فرزندانشون ساکن آلمان هستند)
پیشنهادی که هر سال به مناسبت عید قربان یاداوری میکنم: 🌷
میگن اراده انسان در نوجوانی قویتر از میانسالی است.
عید قربان بود و به رسم هر ساله و مثل غالب مردم گوسفند قربانی کرده بودیم . و نهار همه خونه مامانی دور هم جمع شده بودیم به صرف دل و جگر.
.
تازه ۱۶ ساله شده بودم و کم کم باید شروع می کردم به جدی درس خواندن برای کنکور، که سر و کله یک عادت رفتاری بسیار وقت گیر پیدا شده بود.
هر کاری میکردم که از شرش خلاص بشم نمیشد، دیگه کار به جایی رسیده بود که شبانه روز ذهنم درگیره این بود که چطور این ویژگی اخلاقیم رو که بسیار زمان بر هست رو ترک کنم.چون حسابی من رو از درس خوندن می انداخت.
میدونین من ذاتا ادمی هستم که اگر ۴۰ درصدم تو دنیای واقعی در حال زندگی کردن باشه، ۶۰ درصدم غرق در فکر و خیاله. رویایی نیستما !! اما بیشتر تو خودمم و با افکار و ذهنیاتم مشغولم.
اون روز هم مثل همیشه همینطوری تو خودم بودم و داشتم به این فکر می کردم که با این عادت جدید چه کار کنم و چه جوری از پسش بربیام که یادم نمیاد چی شد که یه دفعه به ذهنم رسید نیت کنم و این عادت رو اصطلاحا قربونی کنم. یعنی به خاطر خدا این رفتارم رو که اتفاقاً برام لذت بخش هم هست رو ترک کنم. با خودم گفتم دیگه از قربونی فرزند که سختتر نیست.
همون نیت کار خودش رو کرد و از اون روز و اون لحظه تا به امروز دیگه هیچ وقت خبری از اون ویژگی اخلاقی در من نبود و نیست.
.
و این شد رسم هر ساله من
هر سال #عید_قربان یک عادت رفتاری ناپسند خودم رو #قربانی میکنم.
راستش تا حالا این قرار خودم رو با خدا برای هیچکس تعریف نکرده بودم اما امسال دوست داشتم اینجا برای شما تعریف کنم شاید به یک نفر مثل من کمک کرد.
عیدتون حسابی مبارک باشه🌺🌺🌺
#عید_مبارک
#آسلام_در_آلمان
#نوجوانی #قربانی
#تغییرعادت
کانال دکتر موتا در ایتا
مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef
· · آقا! نمیدونم چجوری بعضیها حوصله دارن
تو زندگی بقیه دخالت کنند!
من تو زندگی خودمم یه جوری رفتار میکنم
انگار زندگی من نیست 😅😂
پ.ن:
_ نخندین ؛🤭
اگه خیلی حوصله دارین یکی بیاد این زندگیم را چند روزی تحویل بگیره؛ مرخصی بگیرم برم استراحت😅
· · فک کنم یه جا تو کانالهای طنز نوشته بود:
موقعی که داری ماکارانی میپزی و مایه ماکارانی درست میکنی و فک میکنی رب به انداره و کافی زدی؛
همونموقع یه قاشق رب بیشتر بریز تو مایه ماکارانی.😁
پ.ن:
_ناهار ماکارانی داشتیم، گوش ندادیم به این نصیحت گهربار، هیچی دیگه ماکارانیه بی رنگ و رو شده بود.😐
_نصایح گهربار را جدی بگیریم.😉😂
_ حالا خداروشکر مزه ش خوب شده بود وگرنه با یه قابلمه ماکارانی بی رنگ و رو چیکار میکردم؟!🤭
پس برطبل شادانه بکوب 😂😉
· · میبینم که با راه اندازی بلاگفا یکی یکی بلاگفاییها دارند از اینجا میرن و امروز بلاگیکس خلوته...
ولی من فعلا قصد ترک اینجا را ندارم
(مگه اینکه دسترسی به این فضا هم از بین بره)
فراموش نمیکنم روزهایی که علنا فضایی واسه ی نوشتن در وبلاگ نبود به اینجا پناه آوردیم؛ انصافا هم اینجا دوستان و خوانندگان خوبی دارم.
بیمعرفت نیستم که از اینجا برم.
لازمه یادآوری کنم:
و من پذیرفتهام که گاهی ممکن است
ما برای آدمها فقط پناهگاهی باشیم
تا زمانی که یک خانهی امن پیدا کند و بروند...
پ.ن:
به عنوان فردی که سالهاست در بلاگفا فعالیت کردم و اونجا را دوست دارم، احتمالا همینجا ادامه بدم چون خیلی به فضای بلاگفا اعتباری نیست چند بار تا حالا قطع شده و بعید نیست دوباره قطع شده...
دوستان بلاگفاییمو دعوت میکنم اینجا که اگه حداقل دوباره روزی بلاگفا قطع شد اینجا فعالیت داشته باشند.
شاید هم به موازات در بلاگفا هم نوشتم نمیدونم، فعلا هنوز تصمیم قطعی نگرفتم.
بهر حال اگه دوست داشتین مرا بخونین؛
با همین نام وبلاگ یادداشتهای ساغر در بلاگفا بخوانید.
فعالیتم در بلاگفا از سال ۹۰ هست.
♥️🍃
بعید نیست که گر تو به عهد بازآیی
به عید وصل تو من خویشتن کنم قربان
· · شاملو میگه :
" آن قدر دوستت دارم که گاهی از وحشت
به لرزه می افتم! "
واسه همتون از این لرزه ها آرزو میکنم...❤️
پ.ن:
امروز اینجا زمین لرزه اومد...
بدور باد از شما از این لرزه ها.
· · ♥️🍃
عرفه، روزِ دعا، ناله و بندگی است.
روز ضجّههای عاشقانه است
و زمانی برای رسیدن به خدا...
********************
خدایا در آغوش رحمتت بگیر کسی که به تو پناه آورده...❤️