این‌که گمان کنی همه عادی زندگی می‌کنند، لزوماً به این معنا نیست که درون‌شون هم همه چیز عادیه؛

کم ندیدم افرادی رو که یک تار مو با فروپاشی روانی فاصله داشتند اما کماکان برای نوشیدن چای به کافه می‌‌رفتند یا با لبخندی گشاده از دیگران استقبال می‌کردند.

پ.ن:

اعتراف میکنم بارها به مرز فروپاشی روانی رسیدم؛

ولی ظاهر عادی خود را حفظ کردم.

 در قشنگترین فنجانها چای تازه دم ریخته،

موسیقی مورد علاقه خود را پخش کرده،

 لباسهای شیک خود را پوشیده و به ظاهر خود رسیده ام و حتی گاهی وقتها در اوج ناراحتی رقصیده ام.

چه میشه کرد؟!

چه بخواهیم بپذیریم و چه نخواهیم بپذیریم؛ زندگی همینه...

با تمام مشکلات ریز و درشت و البته در کنارش شیرینی هایی هم داره.

برق را در خرمن مردم تماشا کرده است 

آنکه پندارد که حال مردم دنیا خوش است

 

آدم درونگرا...

ساغر ساغر 6 خرداد · ساغر ·

چت کردن با  آدم درون‌گرا مثل مصاحبه میمونه ؛
اگه ازش سوال نپرسی 
اون دیگه چیزی واسه گفتن نداره😅

پ.ن: 

شما درونگرایین یا برون گرا؟!

متن زیر از کانال دکتر موتا در ایتا آورده شده هست:

(دکتر موتا یک خانوم دندانپزشک  که به اتفاق همسرشان که پزشک هستند به همراه فرزندانشون ساکن آلمان هستند) 

پیشنهادی که هر سال به مناسبت عید قربان یاداوری میکنم: 🌷

میگن اراده انسان در نوجوانی قوی‌تر از میانسالی است.

عید قربان بود و به رسم هر ساله و مثل غالب مردم  گوسفند قربانی کرده بودیم . و نهار همه خونه مامانی دور هم جمع شده بودیم به صرف دل و جگر.
.
تازه ۱۶ ساله شده بودم و کم کم باید شروع می کردم به جدی درس خواندن برای کنکور، که سر و کله یک عادت رفتاری بسیار وقت گیر پیدا شده بود.
هر کاری میکردم که از شرش خلاص بشم نمی‌شد، دیگه کار به جایی رسیده بود که شبانه روز ذهنم درگیره این بود که چطور این ویژگی اخلاقیم رو که بسیار زمان بر هست رو ترک کنم.چون حسابی من رو از درس خوندن می انداخت.

میدونین من ذاتا ادمی هستم که اگر ۴۰ درصدم تو دنیای واقعی در حال زندگی کردن باشه،  ۶۰ درصدم غرق در فکر و خیاله. رویایی نیستما !! اما بیشتر تو خودمم و با افکار و ذهنیاتم مشغولم.

اون روز هم مثل همیشه همینطوری تو خودم بودم و داشتم به این فکر می کردم که با این عادت جدید چه کار کنم و چه جوری از پسش بربیام که یادم نمیاد چی شد که یه دفعه به ذهنم رسید نیت کنم و این عادت رو اصطلاحا قربونی کنم.  یعنی به خاطر خدا این رفتارم رو که اتفاقاً برام لذت بخش هم هست رو ترک کنم. با خودم گفتم دیگه از قربونی فرزند که سخت‌تر نیست.
همون نیت کار خودش رو کرد و از اون روز و اون لحظه تا به امروز دیگه هیچ وقت خبری از اون ویژگی اخلاقی در من نبود و نیست.
.
و این شد رسم هر ساله من

هر سال #عید_قربان یک عادت رفتاری ناپسند خودم رو #قربانی میکنم.
راستش تا حالا این قرار خودم رو با خدا برای هیچکس تعریف نکرده بودم اما امسال دوست داشتم اینجا برای شما تعریف کنم شاید به یک نفر مثل من کمک کرد.

عیدتون حسابی مبارک باشه🌺🌺🌺

#عید_مبارک
#آسلام_در_آلمان
#نوجوانی #قربانی
#تغییرعادت

 

کانال دکتر موتا در ایتا

مشاهدات و تجربه های یک مادرِ دندانپزشک ساکن آلمان
https://eitaa.com/joinchat/3509321946Cbb998519ef

 

 

 

زندگیم...

ساغر ساغر 6 خرداد · ساغر ·

آقا! نمیدونم چجوری بعضی‌ها حوصله دارن
تو زندگی بقیه دخالت کنند!
من تو زندگی خودمم یه جوری رفتار میکنم
انگار زندگی من نیست 😅😂

پ.ن: 

_ نخندین ؛🤭

اگه خیلی حوصله دارین یکی بیاد این زندگیم را چند روزی تحویل بگیره؛ مرخصی بگیرم برم استراحت😅

 

ماکارانی...

ساغر ساغر 6 خرداد · ساغر ·

 فک کنم یه جا تو کانالهای طنز نوشته بود:

موقعی که داری ماکارانی میپزی و مایه ماکارانی درست میکنی و فک میکنی رب به انداره  و کافی زدی؛

 همونموقع یه قاشق رب بیشتر بریز  تو مایه ماکارانی.😁

پ.ن: 

_ناهار ماکارانی داشتیم، گوش ندادیم به این نصیحت گهربار، هیچی دیگه ماکارانیه بی رنگ و رو شده بود.😐

_نصایح گهربار را جدی بگیریم.😉😂

_ حالا خداروشکر مزه ش خوب شده بود وگرنه با یه قابلمه ماکارانی بی رنگ و رو چیکار میکردم؟!🤭

پس برطبل شادانه بکوب 😂😉

کوچ به بلاگفا...

ساغر ساغر 6 خرداد · ساغر ·

میبینم که با راه اندازی بلاگفا یکی یکی بلاگفاییها دارند از اینجا میرن و امروز بلاگیکس خلوته...

ولی من فعلا قصد ترک اینجا را ندارم

 (مگه اینکه دسترسی به این فضا هم از بین بره)

فراموش نمیکنم روزهایی که علنا فضایی واسه ی نوشتن در وبلاگ نبود به اینجا پناه آوردیم؛  انصافا هم اینجا دوستان و خوانندگان خوبی دارم.

بیمعرفت نیستم که از اینجا برم.

لازمه یادآوری کنم: 

و من پذیرفته‌ام که گاهی ممکن است
ما برای آدم‌ها فقط پناهگاهی باشیم
تا زمانی که یک خانه‌ی امن پیدا کند و بروند...

پ.ن: 

به عنوان فردی که سالهاست در بلاگفا فعالیت کردم و اونجا را دوست دارم، احتمالا همینجا ادامه بدم چون خیلی به فضای بلاگفا اعتباری نیست چند بار تا حالا قطع شده و بعید نیست دوباره قطع شده...

دوستان بلاگفاییمو دعوت میکنم اینجا که اگه  حداقل دوباره روزی بلاگفا قطع شد اینجا فعالیت داشته باشند.

شاید هم به موازات در بلاگفا هم نوشتم نمیدونم، فعلا هنوز تصمیم قطعی نگرفتم.

بهر حال اگه دوست داشتین مرا بخونین؛

 با همین نام وبلاگ یادداشتهای ساغر در بلاگفا بخوانید.

فعالیتم در بلاگفا از سال ۹۰ هست.

 

زمین لرزه...

ساغر ساغر 6 خرداد · ساغر ·

شاملو میگه : 

" آن قدر دوستت دارم که گاهی از وحشت 

به لرزه می افتم! "
‌واسه همتون از این لرزه ها آرزو میکنم...❤️

پ.ن: 

امروز اینجا زمین لرزه اومد...

بدور باد از شما از این لرزه ها.

 

روز عرفه...

ساغر ساغر 5 خرداد · ساغر ·

♥️🍃

عرفه، روزِ دعا، ناله و بندگی ا‌ست.
روز ضجّه‌های عاشقانه است

و زمانی برای رسیدن به خدا... 

********************
خدایا در آغوش رحمتت بگیر کسی که به تو پناه آورده...❤️

اینقد خوابم میاد و کم خوابی دارم که داره چشام میسوزه، 

عصری اومدم بخوابم مگه این بچه ها گذاشتند بخوابم.

چشام گرم خواب که میشد با اندک صدایی خواب از سرم می‌پرید‌.

هر لحظه انتظار یه زلزله چند ریشتری ازشون میرفت.

(مثلا دخترم رفته بود آشپزخونه ؛ لیوان از دستش افتاد شکست و خرده شیشه پاش رو زخمی کرد)

دیگه گفتم پاشم که خوابیدن فایده نداره این شعر تو ذهنم اومد: 

مریض حالیم خوش نیست 

نه خواب راحتی دارم نه مایلم به بیداری

درون ما تفاوت هاست تو مبتلا به درمانی 

نه من دچار بیماری 

کنار تخت میخوابم مگر هوا که بند آمد...

پ.ن: 

یکی از آرزوهام اینه که یبار بدون اینکه مابین خواب بیدار شم چند ساعت پشت سرهم بخوابم تا سیر بشم.

 

دروغای قشنگ...

ساغر ساغر 4 خرداد · ساغر ·

بعضیا اینقد قشنگ دروغ میگن که
آدم حیفش میاد باور نکنه!

پ.ن:

مشخصه از دروغ یکی شاخ در آوردم ولی به روی خودم نیوردم؟!

فقط دلم خواست بهش بگم :

چقد قشنگ دروغ میگی لعنتی😬

دگر هیچ...

ساغر ساغر 4 خرداد · ساغر ·

♥️🍃

همسرم کلاس آنلاین که داره؛ یه استادی دارند خدا سلامتش داره حضور و غیاب که میکنه میخواد اسامی دانشجویان حاضر را که بخونه اینجوری میخونه( میگه این اسامی که میخونم تو کلاس حاضرند)

حاضرین کلاس : 

آقای...( فامیلی دانشجویان)

خانم....

آقای...

آقای ....

خانم...

و...

و دیگر هیچچ

(اسامی حضوریها را که میخونه آخرش با یه لحن با نمکی میگه: 

و دیگر هیچچ)😊

منظورش اینه که فقط همین افراد حاضر هستند و بقیه دانشجویان غایبن.

امروز داشت اسامی را میخوند به آخرش که رسید من به شوخی گفتم:  و دیگر هیچچ 

نگو میکروفن از سمت ما روشن بود صدام رفت.😁

(کلا مثلا در مورد یه موضوعی هم داره تدریس میکنه مثلا میگه این موضوع بستگی به چند مورد دارد بعد موارد ذکر شده را نام میبره :

 ۱....

۲....

۳....

و دیگر؟ 

و دیگر؟ هیچچ

*******************

حالا این کلمه افتاده سر زبونم...

به همسرم میگم :

مثلا شام فلان غذا داریم و دیگر هیچچچ😁

♥️🍃

الان هم  این بیت شعر را خوندم گفتم واسه استادتون بخون:  


ماییم و شب تار و غم یار و دگر هیچ


صبر کم و بی‌تابی بسیار و دگر هیچ

*********************

دوستان شبتون بخیر و 

در پناه خدای مهربون و دگر هیچ♥️🍃

پ.ن:

گلنن‌ دویل ملتن نویسنده ی " کتاب جنگجوی عشق" اینجور مینویسه: 
جایی نمانده که برای نجات به آن پناه نبرده باشم، 

پس این‌ بار به خداوند پناه می‌برم‌.

 

 

یکی ار دوستان تو کانالش؛ چک لیست کارهای امروز شو نوشته بود که هرکدومشون انجام بده تیک بزنه ، یکی از کارهاش شام پختن بود، بعدا  تو کانالش ذکر کرد که امشب شام دعوتیم.

واسش نوشتم: 

خب مهمترین کارت که شام پختن بود حل شد پس بر طبل شادانه بکوب.😉

نوشت: 

دارم میکوبم.😂

**********************

پ.ن: 

_ بخدا اگه این آقایون برای پیشنهاد پختن غذا یه ایده ای به خانمشون بدن بد نیستها. اینقد خانمها دغدغه ندارند واسه انتخاب غذا واسه پختن.

اینکه چه غذایی بپزی که تکراری نباشه  و  تمام مواد غذایی‌شان هم تو خونه موجود باشه و مهمترینش اینه که تموم اعضای خانواده دوست داشته باشن یه معضلیه.

_ حالا کافیه ما خانمها  سوال بپرسم مثلا ناهار یا شام چی بپزم؟ 

چنان شکسته نفسی میکنند؛ 

یا میگن هرچی دوست داری و خودت میدونی.

یا یه غذایی میگن که منصرف شی از سوال پرسیدن🙃

یا میگن الان که سیریم کو تا ناهار یا شام؟

میدونم بزرگوار الان سیری  اونموقع که گرسنه تون میشه که غذا سه سوته حاضر نمیشه فقط  اونموقع می‌پرسین:

شام چی داریم؟ 

ناهار چیه؟😬

_ جناب همسر روزی که اومد خواستگاری یه سوالهایی می‌پرسید که فلاسفه های جهان در  جواب اون عاجز میموندن.🤔

الان تنها سوالی که بزرگوار میپرسه: 

<< ناهار چی داریم؟!>>

_ این پست با رعایت تمام پروتکل‌های امنیتی از پشت اپن آشپزخانه که سنگر گرفتم نوشته شده😂

 _ وبلاگمو نبینه صلوات.😂

_ اگه غلط نگارشی داره به بزرگواری خودتون ببخشید هول هولکی نوشتم موقعیت بحرانیه.😁

_ ممنون که درک میکنید.😉

 

 

جونم واستون بگه؛

اینجوریه که: 

بچه(دانش آموز) داره تو کوچه و حیاط بازی میکنه مامانه داره امتحان میده.😂

پ.ن: 

خدا خیر گردونه ما را با دانش آموخته های این نسل،

فردا با یه سری پزشک‌ و مهندس های تعلیم یافته سیستم آنلاین و مجازی روبرو میشیم.😉

 

 

 

سالم خواری...

ساغر ساغر 3 خرداد · ساغر ·

کمر باریک و شکم تخت
برا اعصاب و روانِ سالمه !
نه ما که بغضامونو با شــیرینی
قورت میدیم.

پ.ن:

_ دیشب آخر شب خوشمزه جات و تنقلاتِ خونم پایین افتاده بود رفتیم تو کار هله و هوله خوردن و خوراکی‌های مضر.

_  بیخیال سالم خواری

بعضی وقتها بدن آدم کلا شیرینیجات و هله هوله می‌طلبه خب.

(آخه قند خونم پایین بیفته کلا رو سیستم عصبیم تاثیر منفی میذاره)

_ من اصلا رژیم گیاهخواری را درک نکردم .

چجوری میشه با چهار تا شاخه کرفس و دونا دونه کلم بروکلی... 

هم سیر شد هم سالم موند و هم از خوردن لذت برد؟!🤔🙃

_ از نظر بنده؛ بدن انسان به همه گروه‌های غذایی نیاز داره ولی تو خوردن هر چیزی باید اعتدال رو رعایت کنه.

 

 

متاسفانه حال الانمو با هیچ کلمه و یا ایموجی مودبانه ای  نمیتونم توصیف کنم.

پ.ن:
_ بزم یه قاشق فلفل بریزم تو دهنم.
_ داغونما داغون، اینقد که اعصابم خورده، 

نتوستم دور و بر خونه رو مرتب کنم بیشتر اعصابم بهم می‌ریزه.

 

داشتیم از پیاده رو عبور میکردیم یه پسر جوون مشهدی داشت به دوستاش میگفت: زود باشین...دیر رفت.

( دیرشد) 

یه دو دقیقه بعد از کنار یه خانم مشهدی رد شدیم.

خانمه به دخترش داشت میگفت: عه...یادم شد.

( یادم رفت) 

پ.ن:

جالبه واسه م افعال معکوس.